من مسیرِ ورزشیام رو با «کبدی» در کنار برادرم شروع کردم. وقتی اون رو از دست دادم، دنیا برام عوض شد. اما درست در تلخترین روزهای زندگیام، مسیرم به سمت «کریکت» کج شد.
جالب اینجاست که محل تمریناتِ من، درست نزدیکِ آرامگاهِ برادرمه. این اتفاق، کریکت رو برام مقدس کرد؛ هر روز، قبل از شروعِ تمرین، اول به دیدنِ اون میرم و بعد با تمامِ وجودم برای هدفم میجنگم. 💪
در اولین مسابقهام، شمارهی پیراهنی رو انتخاب کردم که برادرم عاشقش بود. انگار اون روز توی زمین، فقط من نبودم که بازی میکردم. اون حسِ حضورش، من رو تا اینجا پیش برد که امروز مفتخرم بهتون بگم:
«به اردوی تیم ملی دعوت شدم.» 🇮🇷
این مسیر رو با عشق شروع کردم و با تمامِ قدرت ادامه میدم تا به اون جایگاهی که میدونم برادرم بهش افتخار میکنه، برسم.
معصومه عزیزی نژاد | عضو تیم ملی کریکت بانوان ایران
دیدگاه خود را بنویسید